محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
117
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
شعر جهان سر بسر فتنه است و فساد * بر اوضاع او نيست هيچ اعتماد بهر گوشه زين دار ناپايدار * يكى گشته سر فتنهء روزگار سرافراخته از پى سرورى * بود در [ 65 ] سرش آرزوى سرى ز تيغ حوادث چو او سر نهد * به راه عدم رخت بر خر نهد شود ديگرى را همين آرزو * كه خود را به زودى رساند بر او توضيح اين مقال و تصريح اين مثال آنكه ، بنابر مقدمهء سابقه كه مذكور شد ، در تاريخ 986 در حدود ولايت كوه كيلويه ، قلندرى پيدا شده همان دعوى را پيش گرفت و حرفى چند به گوش مردم آنجا رسانيد كه بعضى را چنان اعتقاد شد كه جزم و تحقيق اين شاه اسمعيل است و خلقى بسيار از قوم خلج و لر و صحرانشينان با تهور به او گرويده طريق اطاعت و متابعتش مرعى داشتند و از روى اعتقاد و يكجهتى ، خاطر بر تقويت و تمشيت مهمات او گماشتند و در قريهاى از قراى آنولايت كه آنجا را آرند گويند و در درهء كوهى واقعست و كوههاى بلند البرز مانند پيرامن آن موضع سر بر فلك كشيده و آن قريه دو راه دارد كه سوار در غايت صعوبت به آنجا ميتواند رفت و در هر يك از آن دو راه كه سه كماندار و تفنگچى نشيند از چهار - جهت مرغ گذار نميتواند كرد . آن قلندر در آن نوع جائى رحل اقامت انداخت [ و ] لواى استيلا برافراخت و پنج شش نوبت حكام آنحدود با لشكر نامعدود بجنگ او رفتند و به حكم آنكه ملاذى منيع و معاذى رفيع بدست آورده بود ، كسى را برودستى نبود و چون بوساطت منهيان صاحب سعادت كيفيت اين قضيه مسموع نوّاب آسمان جناب گرديد ، فرمان قضا جريان شرف صدور يافت كه امارت پناه اصلان سلطان با قوم ارشلو و حكومت دستگاه على بيگ صوفى روملو از اصفهان و ايالت شعار خليل خان افشار با سپاه